از شب یلدا چه می دانیم؟

از شب یلدا چه می دانیم؟

آنچه از شب یلدا می دانیم و نمی دانیم ...
.
یلدا یا شب چله یکی از کهن ترین جشن های باستانی است. زمان آن بین غروب آفتاب آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب اولین روز زمستان است. یلدا برگرفته از واژه ای سریانی به معنای زایش و تولد است و چله هم از آن روست که چهل روز اول زمستان را چله بزرگ و بیست روز بعد از آن را چله کوچک نامیده اند.

در ایران باستان شب یلدا را شب میلاد خدای خورشید میدانستند. خورشید چشم اورمزد (خداوند) نامیده می شود .دی یکی از نامهای اورمزد است و از این جهت ماه دی را ماه خداوند می نامیدند. در زمان پیش از زرتشتیان، دی به نام آفریننده نور معروف شد. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بوده، در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند. روزهای بلندتر، روزهای پیروزی روشنایی بود، و روزهای کوتاهتر نشانه ای از غلبه ی تاریکی. در شب یلدا سرانجام آفریدگار (خورشید) بر اهریمن (تاریکی) برتری می یابد.

یکی از همراهان خورشید مهر یا میترا - خدای عهد و پیمان - است. مهر پیش از خورشید ظاهر می شود و همراهی او با خورشید باعث شده است که بعدها مهر معنی خورشید پیدا کند.

مهر همراه با خورشید از مشرق به مغرب می رود و پس از فرورفتن خورشید نیز به زمین می آید و بر پیمانها نظارت می کند و برای بهتر انجام دادن چنین وظیفه ای صفت خدای همیشه بیدار را دارد و هرگز خواب به چشمانش نمی آید.

در آئین میترایی، در شب یلدا مهر یا میترا به جهان باز می گردد. او که از ایزدان باستانی هند و ایرانی است، ساعات روز را طولانی کرده و در نتیجه برتری خورشید پدیدار می شود.

آئین مهرپرستی یا آئین مهر بر پایه ی پرستش میترا در دوران پیش از زرتشت شکل گرفته است و در اروپا به آن آئین میترائیان هم گفته می شود.

شب یلدا چه شب تولد خورشید باشد چه مهر، ایرانیان در این شب سفره ای پهن می کنند که به آن سفره یلدا یا چله می گویند و با انواع خشکبار، انار دان شده یا هندوانه تزئین می شود. در این هم نشینی شبانه، بزرگ خانواده تفالی به دیوان حافظ می زند و اهل ذوق و شاعری، سروده های خود را برای دیگران می خوانند. و منتظر پیروزی نور بر تاریکی می مانند .

فردای یلدا خرم روز است

به نقل از ابوریحان بیرونی: «خرم روز اولین روز از ماه دی است که این روز و این ماه، هر دو به نام خدای تعالی که #هورمزد است نامیده شده، یعنی پادشاهی حکیم و صاحب رای آفریدگار.در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه لباسی سپید بر تن می کرد و در بیابان بر فرش های سپید می نشست و هر کس که نیاز داشت با پادشاه گفت و گو کند، چه گدا یا دارا و شریف یا وضیع بدون هیچ نگهبان یا دربانی به ملاقات او می رفت و در یک سفره با هم غذا می خوردند. پادشاه به آنها می گفت که امروز من هم مانند یکی از شما هستم و ما با هم برادر هستیم. زیرا قوام دنیا به کارهایی است که به دست شما انجام می شود و قوام عمارت هم به من بستگی دارد. نه پادشاه را از رعیت گریزی است و نه رعیت را از پادشاه. پس ما مانند دو برادر مهربان خواهیم بود.»
.
.
منبع: جشن های گاهنبار و فرودوگ- هاشم رضی – انتشارات بهجت

अपनी टिप्पणी दर्ज करें